کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تصافی | کلماتور
معانی کلمه : تصافی
تلفظ بین المللی :
/tasˈɑfi/
تلفظ :
[tas'Afi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ذات التلافیف
التصفیه فی احوال المتصوفه
الذریعه الی تصانیف الشیعه
سامانۀ تصفیۀ اقماری
شمارۀ تصادفی اصالت سنجی
عدم قطعیت تصادفی
فاضلاب تصفیه شده
فرایند تصادفی
کارآزمایی تصادفی شدۀ شاهددار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تصافی. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر دوستی ویژه داشتن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || همدیگر را صادقانه کار کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) با هم دوستی خالصانه کردن .
فرهنگ فارسی
همدیگر را صادقانه کار کردن
مترادف و متضاد
contingency
(اسم)
احتمال، احتمال وقوع، تصافی
کلمات مرتبط
ذات التلافیف
التصفیه فی احوال المتصوفه
الذریعه الی تصانیف الشیعه
سامانۀ تصفیۀ اقماری
شمارۀ تصادفی اصالت سنجی
عدم قطعیت تصادفی
فاضلاب تصفیه شده
فرایند تصادفی
کارآزمایی تصادفی شدۀ شاهددار
نظرات