Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تزکیه

تلفظ بین المللی : /tazkˈije/ تلفظ :‌ [tazk'ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • تزکیه نفس خود
  • تزکیه و تصفیه
  • تزکیه النفس
  • تزکیه النفس و تهذیب الروح
  • تزکیه النفس و تهذیبها
  • تزکیه اهل بیت
  • تزکیه در قران
  • تزکیه روایی
  • تزکیه عرفانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

تزکیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) زکات مال بدادن . (زوزنی ). زکات دادن از مال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ) (از مجمل اللغة) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). || زکات مال بستدن . (زوزنی ). زکات ستدن . (مجمل اللغة). زکات از کسی گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || پاک گردانیدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجان...

فرهنگ عمید

۱. پاکیزه کردن، بی آلایش کردن.
۲. زکات دادن.

فرهنگ معین

(تَ یِ ) [ ع . تزکیة ] (مص م . ) پاکیزه گردانیدن .

دانشنامه آزاد فارسی

تزکیه (ادبیات)(catharsis)اصطلاحی در نقد ادبی که به یونانی «کاتارسیس» می گویند و در متون قدیمی فارسی و عربی به صورت «کثرسیس» ضبط شده است. مقصود از آن تخلیه و تزکیۀ عاطفی از طریق تجاربی مثل ترس و شفقت است، مثلاً آن گونه که در تراژدی روی می دهد. ارسطو، در بوطیقا، آن را برای نشان دادن احساس تسکین یا لذت تماشاگر از تماشای رنج شخصیت هایی که در تراژدی قربانی اشتباهات یا سرنوشت دردناک خود می شوند، به کار ...

فرهنگ فارسی

پاکیزه کردن، بی آلایش کردن، اضطراب، جنبش
( مصدر ) ۱- پاکیزه گردانیدن بی آلایش کردن.۲- ستودن . ۳- زکات دادن .

مترادف و متضاد

زکات دادن

پاکیزه کردن، پاکیزه گردانیدن

اصلاح، پاک‌سازی، تربیت، تصفیه نفس، تطهیر، تهذیب، خلوص

۱. اصلاح، پاکسازی، تربیت، تصفیه نفس، تطهیر، تهذیب، خلوص
۲. پاکیزه کردن، پاکیزه گردانیدن
۳. زکات دادن

refinement (اسم)
تصفیه، تهذیب، پالایش، تزکیه، پالودگی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پیراستن نفس از صفات رذیله و آراستن آن به صفات حمیده را تزکیه گویند.تزکیه از ماده «زـ ک ـ و» و در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و کاستی و ایجاد رشد، برکت و طهارت در آن یا به معنای دور دانستن شئ از عیوب و گواهی به پاکی و طهارت آن است. برخی معنای اصلی تزکیه را کنار زدن نادرستیها از امور صحیح دانسته و دیگر معانی را از لوازم و آثار آن به حساب آورده و افزوده اند: تفاوت تزکیه ...

فرهنگ فارسی ساره

خودسازی، پاکساز


کلمات مرتبط

  • تزکیه نفس خود
  • تزکیه و تصفیه
  • تزکیه النفس
  • تزکیه النفس و تهذیب الروح
  • تزکیه النفس و تهذیبها
  • تزکیه اهل بیت
  • تزکیه در قران
  • تزکیه روایی
  • تزکیه عرفانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات