معانی کلمه : تردید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مردد بودن، دودله بودن.
۲. [قدیمی] رد کردن، بازگردانیدن.
۲. [قدیمی] رد کردن، بازگردانیدن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) دو دل کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:شک
wikijoo: تردید
فرهنگ فارسی
ردکردن، بازگردانیدن، مرددبودن، دودله بودن
۱- ( مصدر ) دو دل کردن دو دله ساختن . ۲- باز پس دادن رد کردن .۳-( اسم ) دو دلی . جمع : تردیدات .
بسی وا گردانیدن . بسیار گردانیدن . باز گردانیدن و باز آوردن . یا تردید قول تکرار آن .
۱- ( مصدر ) دو دل کردن دو دله ساختن . ۲- باز پس دادن رد کردن .۳-( اسم ) دو دلی . جمع : تردیدات .
بسی وا گردانیدن . بسیار گردانیدن . باز گردانیدن و باز آوردن . یا تردید قول تکرار آن .
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
دودل بودن، مردد بودن
ارتیاب، احتمال، تردد، حیرت، دودلی، ریب، شبهه، شک، ظن، وسواس
۱. ارتیاب، احتمال، تردد، حیرت، دودلی، ریب، شبهه، شک، ظن، وسواس
۲. دودل بودن، مردد بودن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
دودلی، گمان
واژه نامه بختیاریکا
اَی دِل مَی دِل
