Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تذبذب

تلفظ بین المللی : /tazˈabazb/ تلفظ :‌ [taz'abazb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تاببازی
  • تبذیر کردن
  • تباب
  • تبذل
  • تبذیر
  • تبصبص
  • تجاذب
  • تحبب
  • تحبیب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تذبذب. [ ت َ ذَ ذُ ] ( ع مص ) جنبیدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تحرک. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). جنبیدن چیزی که بهوا آویخته باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). جنبیدن و متحرک شدن. ( ناظم الاطباء ). || دودله شدن و متردد بودن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). متردد بودن میان دو کار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. دودله شدن، مردد بودن.
۲. دورو بودن.
۳. دودلی.
۴. دورویی.

فرهنگ معین

(تَ ذَ ذُ ) [ ع . ] (مص ل . ) دو دل شدن ، مردد بودن .

فرهنگ فارسی

دودله شدن، مرددبودن، دودل بودن، دورویی
۱- ( مصدر ) دو دل شدن مردد بودن ۲- ( اسم ) دو دلی دو روئی جمع : تذبذبات

مترادف و متضاد

دودل شدن، مردد شدن

تردد، تردید، حیرت، دودلی، شک

۱. تردد، تردید، حیرت، دودلی، شک
۲. دودل شدن، مردد شدن


کلمات مرتبط

  • تاببازی
  • تبذیر کردن
  • تباب
  • تبذل
  • تبذیر
  • تبصبص
  • تجاذب
  • تحبب
  • تحبیب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات