تجاذب. [ ت َ ذُ ] ( ع مص ) از یکدیگر درکشیدن. ( زوزنی ). کشیده شدن و برگردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || با هم کشیدن و تنازع نمودن. ( منتهی الارب ). تنازع. ( اقرب الموارد ). تجاذب الرجلان الشی حولاه ُ عن موضعه و تنازعا فیه. ( قطرالمحیط ). جذب کردن و کشیدن همدیگر. ( فرهنگ نظام ).