Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخالج

تلفظ بین المللی : /taxˈɑlodʒ/ تلفظ :‌ [tax'AlodZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تخالط
  • تخالف
  • تخلج
  • تفالج
  • تالج
  • تخاتج
  • تخاجو
  • تخارج
  • تخال
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تخالج. [ ت َ ل ُ ] ( ع مص ) وسواس در دل آمدن. ( غیاث اللغات ). خلیدن چیزی در دل. ( منتهی الارب ). خلیدن : تخالج فی صدری ؛ خلید در دل من. ( ناظم الاطباء ). شک کردن در چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || تجاذب شوق یا اندوه کسی را. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

وسواس در دل آمدن خلیدن چیزی در دل شک کردن در چیزی .

کلمات مرتبط

  • تخالط
  • تخالف
  • تخلج
  • تفالج
  • تالج
  • تخاتج
  • تخاجو
  • تخارج
  • تخال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات