کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفالج | کلماتور
معانی کلمه : تفالج
تلفظ بین المللی :
/tafˈɑlodʒ/
تلفظ :
[taf'AlodZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
روغن تفالۀ زیتون
تبدیل به تفاله کردن
تفال از روی پرواز مرغان
تفال با اتش
تفال بد زدن
تفال بوسیله اب
تفال زدن
تفاله حبوبات
تفاله سازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
تفالج. [ ت َ ل ُ ] ( ع مص ) خود را بمفلوجی زدن. مفلوجی به خود بستن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بهانه فالج بودن نمودن و اظهار فالج بودن کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ لُ ) [ ع . ] (مص ل . ) اظهار فالج بودن کردن .
کلمات مرتبط
روغن تفالۀ زیتون
تبدیل به تفاله کردن
تفال از روی پرواز مرغان
تفال با اتش
تفال بد زدن
تفال بوسیله اب
تفال زدن
تفاله حبوبات
تفاله سازی
نظرات