معانی کلمه : تحامل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. با مشقت و سختی امری را بر عهده گرفتن.
۲. کینه در دل گرفتن.
۳. بیش از طاقت کسی کاری بر او تحمیل کردن.
۲. کینه در دل گرفتن.
۳. بیش از طاقت کسی کاری بر او تحمیل کردن.
فرهنگ معین
(تَ مُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - رنج کار سختی را پذیرفتن . ۲ - بیش از توان کسی از او کار کشیدن . ۳ - مشقت ، رنج .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) حمل کردن عصیان بر خصم . ۲- کی را بر کاری دور از طاقت وا داشتن .
