کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تجسم روح
تلفظ بین المللی :
/tadʒˈassom rˈuːh/
تلفظ :
[tadZ'assom R'u:h]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تجسم واضح روح
تجسم
تجسم اعمال
تجسم شخصیت
تجسم شی
تجسم فکری
تجسم نفس و اعمال خود
تجسم کردن
تجسم یا زندگی تازه دادن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
ghost
(اسم)
خیال، شبح، روح، جان، ظاهر فریبنده، تجسم روح
کلمات مرتبط
تجسم واضح روح
تجسم
تجسم اعمال
تجسم شخصیت
تجسم شی
تجسم فکری
تجسم نفس و اعمال خود
تجسم کردن
تجسم یا زندگی تازه دادن
نظرات