Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تباهکار

تلفظ بین المللی : /tabˈɑhkɑr/ تلفظ :‌ [tab'AhkAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تبهکار، تبهکار
  • تبهکارانه
  • تبهکاری
  • تبهکاری، تبهکاری
  • دنیای تبهکاران و اراذل
  • همدست تبهکاران
  • تباه کار
  • تبهکار
  • بهشت تبهکاران اورشلیم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تباه کار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) ضایعکار و فاسدکار و خراب کننده. ( ناظم الاطباء ). تبه کار. که کاری زشت کند. بدکار. طالح. عاصی. مفسد. فاسق. فاجر. سیاه نامه. رجوع به تباه و دیگر ترکیب های آن شود.

فرهنگ عمید

۱. تباه کننده.
۲. نابودکننده.
۳. خراب کار.
۴. گناه کار.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص فا. ) فاسد، گناهکار.

فرهنگ فارسی

تباه کننده، نابودکننده، خرابکار، فتنه وفساد
( صفت ) ۱- فساد کننده خراب کننده . ۲- فاسق فاجر .

مترادف و متضاد

بدکار، تبهکار، شریر، فاجر، فاسد، فاسق، بدکردار، ناصالحمفسد ≠ درستکار، صالح

vicious (صفت)
فاسد، نا درست، شریر، بدکار، معیوب، بدطینت، بدسگال، تباهکار

کلمات مرتبط

  • تبهکار، تبهکار
  • تبهکارانه
  • تبهکاری
  • تبهکاری، تبهکاری
  • دنیای تبهکاران و اراذل
  • همدست تبهکاران
  • تباه کار
  • تبهکار
  • بهشت تبهکاران اورشلیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات