Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تباشیر

تلفظ بین المللی : /tabˈɑʃir/ تلفظ :‌ [tab'ASiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • تباشیر الصبح
  • تباشیر صبح
  • تباشیر قلمی
  • تباشیر بنگالی
  • تباشیر خودروی
  • تباشیر هندی
  • تباشیرالصبح
  • تباشیرک
  • تبشیری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

تباشیر. [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تبشیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مژده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بشری . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). و آنرا نظیر نباشد جز تعاشیب الارض و تعاجیب الدهر و تفاطیرالنبات . (از اقرب الموارد). بشارت .(اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || اوائل صبح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). اوائل صبح که بدان مژده داده میشود گویند: «طلعت تباشیر ال...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) گیاهی با ساقۀ بندبند و میان تهی.
۲. ماده ای مرکب از آهک، سیلیس، و پتاس که از گیاهی به همین نام تهیه می شود و در قدیم به عنوان داروی تب بر، ضد استفراغ، و ضد اسهال خونی کاربرد داشت.
۳. [قدیمی، مجاز] سفیدی.
۴. [قدیمی، مجاز] سپیده دم.

فرهنگ معین

(تَ ) (اِ. ) ۱ - ماده ای سفید رنگ که از درون نی هندی گیرند. در گذشته در طب به کار می رفت . ۲ - اول صبح ، اول هر چیزی . ۳ - خبر خوش ، مژده .

دانشنامه آزاد فارسی

تَباشیر(یا به غلط طَباشیر) ماده ای بلورمانند، عمدتاً سیلیسی، شیری رنگ و نسوز که در گره های ساقۀ (نوعی خیزران) به نام علمی Bambusa arundinaceae از تیرۀ گندمیان و بومی هند تولید می شود. واژۀ تباشیر صورت تحریف شدۀ واژۀ سانسکریتی تَوَکْ کشیرا (به معنی «شیرۀ پوست») است. تاریخچۀ شناخت تباشیر و خواص آن مختص حکیمان دورۀ اسلامی است زیرا ماسرجویه بَصْری (قرن ۱ق) پیش از حکیمان سایر ملل از این ماده نام برده ا...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- ماده ای سفید رنگ ( سیلیکاتهای قلیایی ) که آنرا از درون نی هندی ( خیزران ) گیرند و سابقا در دارو ها بکار میرفت . ۲- سپیدی سفیدی : تباشیر صبح .یا تباشیر هندی . خیزران .جمع تبشیر . مژده . بشری . و آنرا نظیر نباشد جز تعاشیب الارض و تعاجیب الدهر و تفاطیر النبات . بشارت . یا اوائل صبح . اوائل صبح که بدان مژده داده میشود گویند : ( طلعت تباشیر الصبح ) روشنایی اول صبح ....

دانشنامه عمومی

إز تاب به معنای نور و آشوردن به معنای آمیختن است یعنی آمیختگی نور اول بامداد با تیرگی و داجی شب


کلمات مرتبط

  • تباشیر الصبح
  • تباشیر صبح
  • تباشیر قلمی
  • تباشیر بنگالی
  • تباشیر خودروی
  • تباشیر هندی
  • تباشیرالصبح
  • تباشیرک
  • تبشیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات