معانی کلمه : تباشیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) گیاهی با ساقۀ بندبند و میان تهی.
۲. ماده ای مرکب از آهک، سیلیس، و پتاس که از گیاهی به همین نام تهیه می شود و در قدیم به عنوان داروی تب بر، ضد استفراغ، و ضد اسهال خونی کاربرد داشت.
۳. [قدیمی، مجاز] سفیدی.
۴. [قدیمی، مجاز] سپیده دم.
۲. ماده ای مرکب از آهک، سیلیس، و پتاس که از گیاهی به همین نام تهیه می شود و در قدیم به عنوان داروی تب بر، ضد استفراغ، و ضد اسهال خونی کاربرد داشت.
۳. [قدیمی، مجاز] سفیدی.
۴. [قدیمی، مجاز] سپیده دم.
فرهنگ معین
(تَ ) (اِ. ) ۱ - ماده ای سفید رنگ که از درون نی هندی گیرند. در گذشته در طب به کار می رفت . ۲ - اول صبح ، اول هر چیزی . ۳ - خبر خوش ، مژده .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
إز تاب به معنای نور و آشوردن به معنای آمیختن است یعنی آمیختگی نور اول بامداد با تیرگی و داجی شب
