Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاوان زده

تلفظ بین المللی : /tˈɑvɑn zˈadeː/ تلفظ :‌ [t'AvAn z'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تاوان
  • تاوان دار
  • تاوان پردازی
  • تاوان دادن
  • تاوان چیزی را پس دادن
  • تاوان داری
  • تاوان شدن
  • تاوان نهادن
  • تاوان پس دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تاوان زده. [ زَ دَ /دِ ] ( ن مف مرکب ) جریمه شده. ( ناظم الاطباء ). آنکه از او تاوان گرفته اند. کسی که جبران ضرر و خسارتی را پرداخته باشد. رجوع به تاوان و سایر ترکیبات آن شود.

فرهنگ فارسی

جریمه شده آنکه از او تاوان گرفته اند

کلمات مرتبط

  • تاوان
  • تاوان دار
  • تاوان پردازی
  • تاوان دادن
  • تاوان چیزی را پس دادن
  • تاوان داری
  • تاوان شدن
  • تاوان نهادن
  • تاوان پس دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات