کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تام و تمام
تلفظ بین المللی :
/tˈɑm vˈa tˈamɑm/
تلفظ :
[t'Am v'a t'amAm]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تمام و کمال
نوشتن همین و تمام
وام و تام
کمال الدین و تمام النعمه
اندیس شرق و شمال شرق تمام ده
با تمام وجود و توان
تام دیک و هری
تام و جری
تام و جری اژدهای گمشده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تام و تمام. [ تام ْ م ُ / م م وَ ت َ ] ( ص مرکب ) از اتباع. کامل. بی عیب. کامل از هر جهت. اقصی کمال ممکن. بدون نقص.
فرهنگ فارسی
از اتباع کامل ٠
کلمات مرتبط
تمام و کمال
نوشتن همین و تمام
وام و تام
کمال الدین و تمام النعمه
اندیس شرق و شمال شرق تمام ده
با تمام وجود و توان
تام دیک و هری
تام و جری
تام و جری اژدهای گمشده
نظرات