Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی غم کردن

تلفظ بین المللی : /bˈiq1am kˈardan/ تلفظ :‌ [b'iq1am k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی غم
  • بی غم و غصه
  • بی غم بودن
  • بی غم شدن
  • در این دنیا دلی بی غم نباشد اگر باشد بنی ادم نباشه
  • حمید بی غم
  • علی بی غم
  • بیغم
  • بی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی غم کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خوشحال کردن. شادمان ساختن. بی اندوه کردن :
بکوشید تا رنجها کم کنید
دل غمگنان شاد و بی غم کنید.
فردوسی.
بیا تا که دل شاد و خرم کنیم
روان را بنخجیر بی غم کنیم.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

خوشحال کردن . شادمان ساختن . بی اندوه کردن .

کلمات مرتبط

  • بی غم
  • بی غم و غصه
  • بی غم بودن
  • بی غم شدن
  • در این دنیا دلی بی غم نباشد اگر باشد بنی ادم نباشه
  • حمید بی غم
  • علی بی غم
  • بیغم
  • بی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات