کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-ریخت | کلماتور
معانی کلمه : بی ریخت
تلفظ بین المللی :
/birˈixat/
تلفظ :
[biR'ixat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
بتی بی ریخته
شگفت بی کاواک ریختان
بدریخت
بدریختی
جر بریختن
برریختن
بیرخیت اسخورمان
بی
بِی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
بی ریخت. ( ص مرکب ) ( از: بی + ریخت ) بی اندام. بی قواره. بدترکیب. بدشکل ( در انسان و حیوان و جامه ). رجوع به ریخت شود.
فرهنگ عمید
زشت، بدقواره، بدترکیب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بدشکل بدترکیب بدقواره ( انسان حیوان جامه ) .
مترادف و متضاد
formless
(صفت)
بی شکل، بی ریخت
shapeless
(صفت)
بی شکل، بدشکل، بی ریخت، فاقد شکل معین
واژه نامه بختیاریکا
دُنگالِه؛ داوار
کلمات مرتبط
بتی بی ریخته
شگفت بی کاواک ریختان
بدریخت
بدریختی
جر بریختن
برریختن
بیرخیت اسخورمان
بی
بِی
نظرات