Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی دست و پایی

تلفظ بین المللی : /bi dˈast vˈa pˈɑiː/ تلفظ :‌ [bi d'ast v'a p'Ai:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی دست و پا
  • بی دست و پا شد
  • بی دست و پا شدن
  • بی دست و پا کرد
  • بی دست و پا کردن
  • بی دست و پای
  • ادم بی دست و پا
  • ادم خام دست و بی تجربه
  • خام دست و بی اطلاع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی دست و پایی. [ دَ ت ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی دست وپا. || بیعرضگی. بی کفایتی. || بی قدرتی. بی زوری. ناتوانی. ضعف : چون اجلش فرارسید از بی دست و پایی نتوانست گریخت. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی بی دست و پا ٠ یا بیعرضگی ٠ بی کفایتی ٠ یا بی قدرتی ٠

کلمات مرتبط

  • بی دست و پا
  • بی دست و پا شد
  • بی دست و پا شدن
  • بی دست و پا کرد
  • بی دست و پا کردن
  • بی دست و پای
  • ادم بی دست و پا
  • ادم خام دست و بی تجربه
  • خام دست و بی اطلاع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات