کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بی تقصیر
تلفظ بین المللی :
/bitq1ˈasir/
تلفظ :
[bitq1'asiR]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اعلام بی تقصیری کردن
بی تقصیری
متغیر برخوانی انسدادی بی تأخیر
متغیر برخوانی انسدادی بی تاخیر
تاثیر ای بی ام پی سی بر بازار رایانه های شخصی
بیتقصیر
بی
بِی
بی اب
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه کوتاهی نکرده . ۲ - آنکه گناهی مرتکب نشده .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بیگناه، بیجرم ≠ خطارکار
fauthorltless (صفت)بی عیب، بی تقصیرblameless (صفت)بی عیب، منزه، بی گناه، منزه از گناه، بی تقصیرinnocent (صفت)منزه، بی گناه، بی تقصیر، مبرا، بی ضرر، مقدس، معصومclean-handed (صفت)بی گناه، بی تقصیر...
کلمات مرتبط
اعلام بی تقصیری کردن
بی تقصیری
متغیر برخوانی انسدادی بی تأخیر
متغیر برخوانی انسدادی بی تاخیر
تاثیر ای بی ام پی سی بر بازار رایانه های شخصی
بیتقصیر
بی
بِی
بی اب
نظرات