معانی کلمه : بی باکانه
لغت نامه دهخدا
بی باکانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) از روی شجاعت. متهورانه. از روی بی پروایی. ( از ناظم الاطباء ). از روی بی باکی. متهورانه. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
از روی بی باکی.
مترادف و متضاد
تهورآمیز، جسورانه، دلیرانه، گستاخانه، متهورانه، بیواهمه، دلیرانه
authordaciously (قید)
بی باکانه
