Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بی استعداد

تلفظ بین المللی : /biˈɑstaʔdˈɑd/ تلفظ :‌ [bi'Asta?d'Ad]
مترادف و متضاد
  • شاعر بی استعداد و کم مایه
  • بی استعدادی
  • بیاستعداد
  • اقای ریپلی بااستعداد
  • بااستعداد
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

بیقوت، نامستعد ≠ مستعد، بااستعداد

unintelligent (صفت)
کودن، بی هوش، بی استعداد

inapt (صفت)
بی مهارت، نا شایسته، نا مناسب، بی جا، بی استعداد

کلمات مرتبط

  • شاعر بی استعداد و کم مایه
  • بی استعدادی
  • بیاستعداد
  • اقای ریپلی بااستعداد
  • بااستعداد
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات