Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بو

تلفظ بین المللی : /bˈuː/ تلفظ :‌ [b'u:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • بو جو یی
  • بو های
  • بو دادن
  • بو دهنده
  • بو کردن
  • بو کشنده
  • بو بردن
  • بو کشیدن
  • بو گرفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بو. [ ب َ ] (ع اِ) پوست شتربچه ٔ پرکاه کرده را گویند که پیش ناقه ٔ بچه مرده برند تا بگمان فرزند خود شیر بدهد. (برهان ) (انجمن آرا)(آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.

بو. (ع اِ) مانکن . صورت از انسانی که با چوب یا گچ ساخته باشند. عروسک پشت پرده . (از دزی ج 1 ص 124)....

فرهنگ عمید

بودن#NAME?

پدر. Δ در اول کنیه‌های عربی می‌آید: بوالفضل، بوالقاسم.

باشد: ◻︎ پای نهم در عدم بو که به‌دست آورم / هم‌نفسی تا کند دردِ دلم را دوا (خاقانی: ۳۸).

۱. = بوییدن۲. (اسم) آنچه به‌وسیلۀ بینی و قوۀ شامه احساس می‌شود؛ رایحه.۳. (اسم) [مجاز] اثر.۴. (اسم) [قدیمی، مجاز] امید.⟨ بو برداشتن: (مصدر لازم) [قدیمی] بو گرفتن؛ بوناک شدن.⟨ بو بردن: (مصدر لازم)۱. احساس بو کردن.۲. [قدیمی]...

فرهنگ معین

[ ع . ] ( اِ.) در آغاز کنیه های عربی می آید: بوالقاسم ، بوالفضل .

1 - ( اِ.) آن چه به وسیلة بینی و حس شامه احساس شود. 2 - امید، آرزو. 3 - عطر. 4 - (مص م .) درک کردن ، دریافتن .

۱ - ( اِ. ) آن چه به وسیلة بینی و حس شامه احساس شود. ۲ - امید، آرزو. ۳ - عطر. ۴ - (مص م . ) درک کردن ، دریافتن . [ ع . ] ( اِ. ) در آغاز کنیه های عربی می آید: بوالقاسم ، بوالفضل ....

دانشنامه آزاد فارسی

بو (smell)حس پاسخ دهنده به مولکول های شیمیایی موجود در هوا. این حس دارای گیرنده هایی برای گروه های شیمیایی خاص است که مواد شیمیایی هوا روی آن ها قرار می گیرند و پیام حاصل به سوی مغز برده می شود. حس بویایی برای تشخیص غذا و ارتباط با سایر جانوران (← فرومون) به کار می رود. انسان ها حدود ۱۰۰هزار بوی متفاوت را تشخیص می دهند. جانوران آبی مواد شیمیایی موجود در آب را حس می کنند، ولی این که حس آن ها بویایی...

فرهنگ فارسی

پدر
آنچه بوسیله بینی وقوه شامه احساس شود، مخفف بود
( اسم ) در آغاز کنیه های عربی آید : بوالقاسم ابوالقاسم بوالفضل ابوالفضل
پوست شتر بچه که پر از کاه و مانند آن کرده بر آن شتران دوشند . یا خاکستر . یا مرد گول .

دانشنامه عمومی

باشه،قبول،درست است

(لری، ممسنی) [bow] پدر.

رایحه یا عطر را که توسط یک یا چند ترکیب شیمیایی فرار ایجاد می شود را بو می گویند و به طور کلی دارای غلظت بسیار کم است، که انسان ها یا حیوانات دیگر توسط حس بویاییحس می کنند. بو نیز به طور معمول به نام بوی خوشایند و ناخوشایند تقسیم بندی می شود.wiki: شهرداری در مجارستان است که در شهرستان واس واقع شده است. بو ۱۰٫۶۶ کیلومتر مربع مساحت و ۶۷۹ نفر جمع...

گویش مازنی

۱باش ۲باشد

بگو امر به گفتن

از اصوات در پرهیز و دو ساختن بچه از آتش و هرچیز سوزان

/bo/ بگو امر به گفتن & از اصوات در پرهیز و دو ساختن بچه از آتش و هرچیز سوزان & باش - باشد

گویش بختیاری

بو.

مترادف و متضاد

امید، آرزو

بادا، باشد

رایحه، ریح، شمه، شمیم، عطر، نفحه، نکهت

۱. رایحه، ریح، شمه، شمیم، عطر، نفحه، نکهت
۲. امید، آرزو
۳. بادا، باشد

savor (اسم)بو، طعم، مزه، حس ذائقهaroma (اسم)عطر، رایحه، بو، مادهء عطری، بوی خوش عطر، خوشبوییscent (اسم)عطر، رایحه، بو، خوشبویی، ادراک، رد پا، پیodor (اسم)عطر، رایحه، بو، شهرت، طعم، عطر و بویsmell (اسم)رایحه، بو، بویایی، شامه، استشمام...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بو (ابهام زدایی). بو ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • بو (رایحه)، به معنی رایحه قابل استشمام• برگ بو، به عربی غار، درخت یا درختچه ای از تیره غاریان، به نام علمی لائوروس نوبیلیس، به بلندی ۶ـ ۱۸ متر، همیشه سبز، بومی ناحیه مدیترانه• با، یا «بو» کلمه ای در آغازِ نامِ افراد و در مرحله ثانوی، نام خاندان های رایج در جنوب عربستان، خاصه در میان سادات و مشایخ حضرموت، مانند باعَبّاد، با...

واژه نامه بختیاریکا

( امر ) ؛ باش
به بو
( بَو ) پدر
موعد جفتگیری احشام

کلمات مرتبط

  • بو جو یی
  • بو های
  • بو دادن
  • بو دهنده
  • بو کردن
  • بو کشنده
  • بو بردن
  • بو کشیدن
  • بو گرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات