کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-دور-مداری-گشتن | کلماتور
معنی کلمه : به دور مداری گشتن
تلفظ بین المللی :
/beː dˈuːr madˈɑri ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[be: d'u:R mad'ARi g'aStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بدور مدار معینی گشتن
اگر اب در یا به دست داری زمین بگذار و
به دور از مردم شوریده
به دور ماه
به سرعت دور شدن
مربوط به اینده دور
سفر به قطب جنوب و دور دنیا
چرخش به دور خود
خدا به دور
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
orbit
(فعل)
دور زدن، به دور مداری گشتن، دایره وار حرکت کردن
کلمات مرتبط
بدور مدار معینی گشتن
اگر اب در یا به دست داری زمین بگذار و
به دور از مردم شوریده
به دور ماه
به سرعت دور شدن
مربوط به اینده دور
سفر به قطب جنوب و دور دنیا
چرخش به دور خود
خدا به دور
نظرات