کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-حداقل-رساندن | کلماتور
معنی کلمه : به حداقل رساندن
تلفظ بین المللی :
/beː hˌaddeˈaq1al resˈɑndan/
تلفظ :
[be: h,adde_'aq1al Res'Andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وابسته به حداقل
الحاق دولتی به یک پیمان
به حال اول برگرداندن
مربوط به شرح حال خود
به هم خوردن حال
ره به حال بردن
حال کسی به هم خوردن
دل سنگ به حال کسی اب شدن
کسی را به حال خود گذاشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
minimize
(فعل)
دست کم گرفتن، به حداقل رساندن، کمینه کردن، کمینه ساختن، کوچک شمردن
کلمات مرتبط
وابسته به حداقل
الحاق دولتی به یک پیمان
به حال اول برگرداندن
مربوط به شرح حال خود
به هم خوردن حال
ره به حال بردن
حال کسی به هم خوردن
دل سنگ به حال کسی اب شدن
کسی را به حال خود گذاشتن
نظرات