کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-حالت-تعادل-دراوردن | کلماتور
معنی کلمه : به حالت تعادل دراوردن
تلفظ بین المللی :
/beː hˈɑlat taʔˈɑdol dˌarɑvˈardan/
تلفظ :
[be: h'Alat ta?'Adol d,aRAv'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
به حالت اشتی درامدن
به حالت صاف دراوردن
به حالت عمودی
حالت تهوع نسبت به غذای بد مزه
حالت چیزی به کسی دست دادن
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
اثبات به روش حالت بحرانی
خوش به حالت
به حال اول برگرداندن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
equipoise
(فعل)
متعادل ساختن، به حالت تعادل دراوردن، متوازن کردن
کلمات مرتبط
به حالت اشتی درامدن
به حالت صاف دراوردن
به حالت عمودی
حالت تهوع نسبت به غذای بد مزه
حالت چیزی به کسی دست دادن
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
اثبات به روش حالت بحرانی
خوش به حالت
به حال اول برگرداندن
نظرات