کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-افتاد | کلماتور
معانی کلمه : به افتاد
تلفظ بین المللی :
/beː ˈoftɑd/
تلفظ :
[be: 'oftAd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کسوفی که از اسمان به زمین افتاد
به تاخیر افتادن
به تاخیر افتاده
به تخم افتاده
به سختی افتادن
به درد سر افتادن
به گشتن افتادن
به یاد افتادن
اتش به خرمن کسی افتادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
به افتاد. [ ب ِه ْ اُ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) بهبود. ( فرهنگ رشیدی ) :
بحکم نظر در به افتاد خویش
گرفتند هریک یکی راه پیش.
سعدی ( از فرهنگ رشیدی ).
|| تندرستی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تندرستی صحت . ۲ - بهبود رفاه حال .
کلمات مرتبط
کسوفی که از اسمان به زمین افتاد
به تاخیر افتادن
به تاخیر افتاده
به تخم افتاده
به سختی افتادن
به درد سر افتادن
به گشتن افتادن
به یاد افتادن
اتش به خرمن کسی افتادن
نظرات