کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-تخم-افتاده | کلماتور
معنی کلمه : به تخم افتاده
تلفظ بین المللی :
/beː tˈoxm oftˈɑdeː/
تلفظ :
[be: t'oxm oft'Ade:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
به تخم کسی
الوده به تخم حشرات
به مرحله تخم گذاری رسیدن جوجه مرغ
تخم مرغ به چانه بستن
چیزی را به تخم خود هم حساب نکردن
تخم ها به دیوار
وابسته به تخمک
وفادار نسبت به تاج و تخت
تخت به تخت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
seedy
(صفت)
از کار افتاده، تخمی، تخم دار، به تخم افتاده
کلمات مرتبط
به تخم کسی
الوده به تخم حشرات
به مرحله تخم گذاری رسیدن جوجه مرغ
تخم مرغ به چانه بستن
چیزی را به تخم خود هم حساب نکردن
تخم ها به دیوار
وابسته به تخمک
وفادار نسبت به تاج و تخت
تخت به تخت
نظرات