کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بهم-پیوستگی | کلماتور
معنی کلمه : بهم پیوستگی
تلفظ بین المللی :
/bˈeham pˌejvastˈeɡi/
تلفظ :
[b'eham p,ejvast'egi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پوستین به لای
پوستین به لای اندر مالیدن
پوستین به گازر
پوستین به گازر دادن
پوستین به گازر داشتن
پوستین به گازر فرستادن
پوستین به گازرده
واکنش پوستی الرژیک به عفونت پوست
بهم
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
linkage (اسم)اتصال، بهم پیوستگی، رابطه، پیوند، وسیله ارتباط، حلقه های زنجیرaccretion (اسم)افزایش، رشد پیوسته، اتحاد، یکپارچگی، بهم پیوستگی، افزایش بهای اموال، افزایش میزان رایunion (اسم)اتصال، اتحاد، بهم پیوستگی، الحاق، پیوستگی، اجتماع، وصلت، انجمن، ائتلاف، اتحادیه، پیوند، اتحاد و اتفاق، یگانگی وحدت، اشتراک منافعsolidarity (اسم)اتحاد، بهم پیوستگی، همبستگی، همکاری، انسجام، مسئولیت مشترکreunion (اسم...
کلمات مرتبط
پوستین به لای
پوستین به لای اندر مالیدن
پوستین به گازر
پوستین به گازر دادن
پوستین به گازر داشتن
پوستین به گازر فرستادن
پوستین به گازرده
واکنش پوستی الرژیک به عفونت پوست
بهم
نظرات