کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بزرگسال، بزرگسال
تلفظ بین المللی :
/bozˈorɡsɑl bozˈorɡsɑl/
تلفظ :
[boz'oRgsAl boz'oRgsAl]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بزرگسال
الکلی زادگان بزرگسال
انجمن الکلی زادگان بزرگسال
بزرگسال جوان
نمایشگاه سرگرمی های بزرگسال ای وی ان
بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات
محرومیت شنیداری بزرگسالی
بزرگسالی
بزرگسالی، بزرگسالی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
۱. بالغ، رشید
۲. پیر، جاافتاده، سالخورده، سالدیده، سالمند، کلانسال، مسن ≠ خردسال
کلمات مرتبط
بزرگسال
الکلی زادگان بزرگسال
انجمن الکلی زادگان بزرگسال
بزرگسال جوان
نمایشگاه سرگرمی های بزرگسال ای وی ان
بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات
محرومیت شنیداری بزرگسالی
بزرگسالی
بزرگسالی، بزرگسالی
نظرات