معانی کلمه : بزادی
لغت نامه دهخدا
بزادی. [ ب َ ] ( اِ )سنگ سبز دریایی و گوهر سبزرنگ که زبرجد نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). زبرجد و بلور را گویند. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سنگ سبز دریایی و گوهر سبز رنگ که زبرجد نیز گویند زبر جد و بلور را گویند .
مترادف و متضاد
beryl (اسم)
سیلیکات بریلیوم و الومینیوم، یاقوت کبود، بزادی، رنگ ابی متمایل به سبز
