کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بر گرد
تلفظ بین المللی :
/bar ɡˈard/
تلفظ :
[baR g'aRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
گرد بر گرد
سوراخ گرد بر روی سنگفرش
گرد و خاک بر پا کردن با کشیدن چیزی برزمین
گرد بر خاطر دیدن
اره گرد بر
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
گردن بر
گردن بر اوردن
گردنه بر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بر گرد.
[ ب َ گ ِ دِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) گرداگرد و پیرامن : برگرد ماه ؛ پیرامن ماه . (از آنندراج )
:
سؤال کردم و گفتم جمال روی ترا
چه شد که مورچه بر گرد ماه جوشیده ست .
سعدی (ازآنندراج ).
و رجوع به گِرد شود.
کلمات مرتبط
گرد بر گرد
سوراخ گرد بر روی سنگفرش
گرد و خاک بر پا کردن با کشیدن چیزی برزمین
گرد بر خاطر دیدن
اره گرد بر
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
گردن بر
گردن بر اوردن
گردنه بر
نظرات