کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برکند | کلماتور
معنی کلمه : برکند
تلفظ بین المللی :
/bˈarkand/
تلفظ :
[b'aRkand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
جوز برکند
موی برکندن
برکندن
برکنده
دل برکندن
جامه ٔ شرم برکندن
خیمه برکندن
دست برکندن
برکندگی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
برکند. [ ب َ ک َ ] ( ص ، اِ ) مرد ضخیم و تنومند. || رشوت و پاره. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). || جغد. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
جوز برکند
موی برکندن
برکندن
برکنده
دل برکندن
جامه ٔ شرم برکندن
خیمه برکندن
دست برکندن
برکندگی
نظرات