برچیده. [ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نمیص. ( منتهی الارب ). گرد آورده و جمع شده. فراهم شده. || واچیده. || منحل شده و تعطیل شده. رجوع به برچیدن و چیدن در تمام معانی شود.- برچیده ازار ؛ کمیس الازار.- برچیده دامان ؛ بالازده ، چنانکه دامن خیمه یا جامه.- برچیده دامن ؛ دامن فرا گرفته : ای بس کسا که از پی این زیر دامنی نیفه فرو کشیده و برچیده دامنند.سوزنی.- برچیده شدن ؛ ازمیان رفتن. فانی شدن چیزی بتمامه...