کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برو-برگرد | کلماتور
معانی کلمه : برو برگرد
تلفظ بین المللی :
/bˈoro barɡˈard/
تلفظ :
[b'oRo baRg'aRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بِی بُرو بَرگَرد
گرد بر گرد
بروبرگرد
دارای برگ در دو سوی برگدم
بر گرد
البرت برگر
بارداری برون رحمی
بر عشق ما می بارد
روش پیشگیری از بارداری مبتنی بر تقویم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
برو برگرد. [ ب ُ رَ / رُو ب َ گ َ ] ( اِمص مرکب ) چون و چرا. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
- برو برگرد نداشتن ؛ بی تخلف بودن. محقق و مسلم و قطعی و بی چون و چرا بودن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
فرهنگ فارسی
چون و چرا برو برگرد نداشتن .
کلمات مرتبط
بِی بُرو بَرگَرد
گرد بر گرد
بروبرگرد
دارای برگ در دو سوی برگدم
بر گرد
البرت برگر
بارداری برون رحمی
بر عشق ما می بارد
روش پیشگیری از بارداری مبتنی بر تقویم
نظرات