معانی کلمه : بردعی
لغت نامه دهخدا
بردعی . [ب َ دَ ] (ص نسبی ) منسوب است به بردع ، پشماگند فروش . (تفلیسی ). پالان گر و زین فروش و زین گر. (آنندراج ).
بردعی . [ ب َ دَ ] (اِخ ) احمدبن اعین از فقهای حنفی و او از ابوالحسن الکرخی فقه فرا گرفت و در وقعه ٔ قرامطه در راه مکه کشته شد.
فرهنگ فارسی
احمد ابن اعین از فقهائ حنفی و او از ابوالحسن الکرخی فقه فرا گرفت و دور وقعه قرامطه در راه مکه کشته شد .
