Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : براه افتادن

تلفظ بین المللی : /berˈɑh oftˈɑdan/ تلفظ :‌ [beR'Ah oft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کودک تازه براه افتاده
  • براه استادن
  • چکش برای افتادن
  • براه
  • براه انداختن
  • براه آمدن
  • براه آوردن
  • براه افکندن
  • براه افکنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

براه افتادن. [ ب ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + راه + افتادن ) قریب به انجام رسیدن و روبرو آمدن و روبراه آمدن کار. ( آنندراج ). راه افتادن : کی سرانجامی من خوب براه افتاده ست همچو زین خانه ما را در و دیواری نیست.تأثیر ( آنندراج ).- براه افتادن اختلاط ؛ درگیر و مناسب افتادن اختلاط. ( آنندراج ).- براه افتادن چشم ؛ انتظار کشیدن. ( آنندراج ). دیده در راه ماندن : تا بفکر جلوه آن آهو نگاه افتاده است چ...

فرهنگ فارسی

قریب بانجام رسیدن و روبرو آمدن و روبراه آمدن کار راه افتادن .

کلمات مرتبط

  • کودک تازه براه افتاده
  • براه استادن
  • چکش برای افتادن
  • براه
  • براه انداختن
  • براه آمدن
  • براه آوردن
  • براه افکندن
  • براه افکنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات