کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : براه آوردن
تلفظ بین المللی :
/berˈɑh ɑvˈardan/
تلفظ :
[beR'Ah Av'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
براه اوردن
حرص واز برای بدست اوردن مال
اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
فرصتی برای به یاد اوردن
بره کلاه بیاره سر را با کلاه می اورد
براه
براه انداختن
براه آمدن
براه استادن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
براه آوردن .
[ ب ِ وَ دَ ] (مص مرکب ) (از: ب + راه + آوردن ) ارشاد کردن . هدایت کردن .
کلمات مرتبط
براه اوردن
حرص واز برای بدست اوردن مال
اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
فرصتی برای به یاد اوردن
بره کلاه بیاره سر را با کلاه می اورد
براه
براه انداختن
براه آمدن
براه استادن
نظرات