کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : برادرنده
تلفظ بین المللی :
/bˌarɑdarˈande/
تلفظ :
[b,aRAdaR'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
برآورنده
براورنده
بردارنده
جان برآرنده
جان برارنده
برآرنده
مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
برادرزاده رامو
برازنده عبدالحسین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
برادرنده. [ ب َ دَ رَ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) بَرادَرَنْگَر. برادراندر. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به برادراندر شود.
کلمات مرتبط
برآورنده
براورنده
بردارنده
جان برآرنده
جان برارنده
برآرنده
مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
برادرزاده رامو
برازنده عبدالحسین
نظرات