کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برآورنده | کلماتور
معانی کلمه : برآورنده
تلفظ بین المللی :
/barˈɑvarˌande/
تلفظ :
[baR'AvaR,ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
براورنده
مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
برآورده شدن
برخورنده
برآورده
براورده
علوفه ها تازه سر براورده در چراگاه ها
جان برآرنده
جان برارنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
برآورنده .
[ ب َ وَ رَ دَ
/
دِ ] (نف مرکب ) نعت فاعلی از برآوردن . بلندکننده . رفعت بخشنده
:
خدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ
برآورنده ٔ نام و فرو برنده ٔ ننگ .
فرخی .
رجوع به برآوردن شود.
فرهنگ عمید
۱. بالابرنده.
۲. رواکننده؛ کسی که جاجت دیگری را روا میکند.
کلمات مرتبط
براورنده
مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
برآورده شدن
برخورنده
برآورده
براورده
علوفه ها تازه سر براورده در چراگاه ها
جان برآرنده
جان برارنده
نظرات