کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بانگ-برخاستن | کلماتور
معانی کلمه : بانگ برخاستن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑnɡ barxˈɑstan/
تلفظ :
[b'Ang baRx'Astan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بانگ
بانگ خداحافظی
بانگ خروس
بانگ زدن
بانگ براوردن
بانگ آمدن
بانگ آوردن
بانگ امدن
بانگ اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بانگ برخاستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بانگ برآمدن.بانگ آمدن. فریاد بلند شدن. آواز آمدن :
چو خورشید برزد سر از برج گاو
ز گلزار برخاست بانگ چکاو.
فردوسی.
یکی بانگ برخاست اندر میان
ببودند لشکر همه شادمان.
فردوسی.
فرهنگ فارسی
بانگ بر آمدن بانگ آمدن
کلمات مرتبط
بانگ
بانگ خداحافظی
بانگ خروس
بانگ زدن
بانگ براوردن
بانگ آمدن
بانگ آوردن
بانگ امدن
بانگ اوردن
نظرات