بالین. ( ص نسبی ) منسوب به بال. || ( اِ ) بالشی را گویند که زیر سر نهند. ( برهان قاطع ). آنچه زیر سر نهند هنگام خسبیدن و آنرا بالشت و بالش نیز گویند و نرم است. ( از شرفنامه منیری ). مُتّکا. هدایت در انجمن آرا در توصیف بالین و نهالی آرد: چون در وقت راحت و خواب در زیر سر و بازو و پهلو چیزهایی نرم از پنبه و پشم آکنده می نهاده اند آنچه در زیر سرمی نهند بپارسی دری سَرین گویند و آنچه در زیر تن نهند بستر...
فرهنگ عمید
۱. بستر. ۲. بالش، آنچه در موقع خواب بر آن تکیه دهند. ۳. آن قسمت از بستر یا تختخواب که طرف سر و سینه واقع می شود.
فرهنگ معین
[ په . ] ( اِ. ) بالش ، بستر.
فرهنگ فارسی
بستر
( اسم ) آنچه بهنگام خواب زیر سر نهند بالش بالشت .
دانشنامه عمومی
بالای سر
گویش مازنی
/baalin/ بستر
فرهنگ اسم ها
اسم: بالین (دختر) (کردی) معنی: کمکی دیوار و ستون، چوبی که پشت در نهند، کلون ( نگارش کردی
مترادف و متضاد
بالش، بالشت، متکا
۱. بستر ۲. بالش، بالشت، متکا
bedhead (اسم)بالینbedside (اسم)بالین، کنار بسترheadboard (اسم)بالین...