کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باقیمانده-غذا | کلماتور
معانی کلمه : باقیمانده غذا
تلفظ بین المللی :
/bˈɑq1imˈɑndeː q1azˈɑ/
تلفظ :
[b'Aq1im'Ande: q1az'A]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
باقیمانده
باقیمانده، باقیمانده
باقیمانده های حاصل از خاک اره یا فرسایش جسمی
وابسته به رسوب یا باقیمانده
فلج عضلانی باقیمانده بعد از بیهوشی
باقی مانده
قوس دندانی باقی مانده
کلر باقی مانده
میدان باقی مانده
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
ort
(اسم)
تکه، پس مانده غذا، باقیمانده غذا
واژه نامه بختیاریکا
تَه پَس خُو
کلمات مرتبط
باقیمانده
باقیمانده، باقیمانده
باقیمانده های حاصل از خاک اره یا فرسایش جسمی
وابسته به رسوب یا باقیمانده
فلج عضلانی باقیمانده بعد از بیهوشی
باقی مانده
قوس دندانی باقی مانده
کلر باقی مانده
میدان باقی مانده
نظرات