کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باقیمانده | کلماتور
معانی کلمه : باقیمانده
تلفظ بین المللی :
/bˈɑq1imˈɑndeː/
تلفظ :
[b'Aq1im'Ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
باقیمانده غذا
باقیمانده، باقیمانده
باقیمانده های حاصل از خاک اره یا فرسایش جسمی
وابسته به رسوب یا باقیمانده
فلج عضلانی باقیمانده بعد از بیهوشی
باقی مانده
قوس دندانی باقی مانده
کلر باقی مانده
میدان باقی مانده
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
مترادف و متضاد
الباقی، بازمانده، باقی، به جای مانده، بقایا، بقیه، پسمانده، تتمه، مابقی، مازاد، مانده
فرهنگ فارسی ساره
مانده
کلمات مرتبط
باقیمانده غذا
باقیمانده، باقیمانده
باقیمانده های حاصل از خاک اره یا فرسایش جسمی
وابسته به رسوب یا باقیمانده
فلج عضلانی باقیمانده بعد از بیهوشی
باقی مانده
قوس دندانی باقی مانده
کلر باقی مانده
میدان باقی مانده
نظرات