بازمانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) وارث. باقی مانده پس از مرگ کسی. ( ناظم الاطباء ). خلف. ج ، بازماندگان ، اخلاف. اولاد. ورثه : یا ملک من شوددر بازمانده عمرم... از ملک من بیرون است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318 ). من از عمر نصیب برداشتم بازماندگان مرا نیکو دار تا من جان فدا کنم و این کار برآورم. ( مجمل التواریخ و القصص ). نعمت حق سبحانه و بحمده در بازمانده امیرماضی سایغ و ضافیة للناس است. ( ترجمه ت...
فرهنگ عمید
۱. به جا مانده: آثار بازمانده از دورۀ هخامنشیان. ۲. آن که پس از مرگ کسی باقی می ماند، خویشاوندان فرد درگذشته. ۳. عقب افتاده. ۴. [قدیمی، مجاز] بی نصیب، محروم.
فرهنگ معین
(دِ ) (ص مف . ) ۱ - عقب مانده . ۲ - وارث .
فرهنگ فارسی
ویژگی کانی یا ساختار یا سیمای (feature) یک سنگ قدیمی که، با وجود فرایندهای تخریبکننده، در سنگ جدید باقی مانده است
( اسم ) ۱ - عقب مانده عقب افتاده . ۲ - از کار مانده خسته . ۳ - بجا مانده پس مانده . ۴- خویشاوند کسی که پس از مرگ وی از و میراث برد ( جمع :بازماندگان ).
دانشنامه عمومی
بازمانده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بازمانده (فیلم ۱۳۷۳)بازمانده (فیلم ۲۰۱۵)wiki: نزاع اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ به کارگردانی سیف الله داد است و بازیگری سلما المصری، جیانا عید، بسام کوسا، جمال سلیمان و غسان مسعود.سلما مصری در نقش خاله صفیهجیانا عید در نقش لطیفهجمال سلیمان در نقش دکتر سعیدبسام کوسا در نقش مرد یهودی فیلمسازغسان مسعود در نقش شمعونصباح برکات در نقش هاناعلاءالدین ک...