Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بازراندن

تلفظ بین المللی : /bɑzrˈɑndan/ تلفظ :‌ [bAzR'Andan]
لغت نامه دهخدا
  • باز راندن
  • باراندن
  • بازماندن
  • بازاندن
  • بازرساندن
  • بازپراندن
  • باوراندن
  • البرشت براندنبورگی
  • بازرگانان ماجراجو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بازراندن . [ دَ ] (مص مرکب ) دور کردن . دفع کردن . طرد کردن . (ناظم الاطباء). راندن : چندانکه او بمرو رسید کدخدای اورا بازراندند و وزارت بعبداﷲبن عزیز تفویض کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 56). || یاد کردن . بخاطر آوردن . || بیان کردن . (ناظم الاطباء).گزارش دادن . گفتن . بازگفتن . صحبت کردن : تهمتن یکی را بر خویش خواندهمه کار رفته بدو بازراند.فردوسی .برآشفت و سودابه را پیش خواندگذشته سخنها بدو بازرا...

کلمات مرتبط

  • باز راندن
  • باراندن
  • بازماندن
  • بازاندن
  • بازرساندن
  • بازپراندن
  • باوراندن
  • البرشت براندنبورگی
  • بازرگانان ماجراجو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات