Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باراندن

تلفظ بین المللی : /bˈɑrˈɑndan/ تلفظ :‌ [b'AR'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • البرشت براندنبورگی
  • بارانداز
  • باراندوزچای
  • براندنبورگ ایالت
  • براندنبورگ شهر
  • حق باراندازی گرفتن
  • رئیس محوطه بارانداز راه اهن
  • عوارض باراندازی
  • کارگر بارانداز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باراندن. [ دَ ] ( مص ) بارانیدن : و گفت گرسنگی ابریست که جز آن باران حکمت نباراند. ( تذکرة الاولیاء عطار ).

فرهنگ عمید

۱. سبب باریدن شدن.
۲. چیزی را مانند باران فروریختن.

فرهنگ فارسی

بارانیدن: سبب باریدن شدن، چیزی را مانند، باران فروریختن
( مصدر ) بارانیدن

کلمات مرتبط

  • البرشت براندنبورگی
  • بارانداز
  • باراندوزچای
  • براندنبورگ ایالت
  • براندنبورگ شهر
  • حق باراندازی گرفتن
  • رئیس محوطه بارانداز راه اهن
  • عوارض باراندازی
  • کارگر بارانداز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات