کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بازجای | کلماتور
معنی کلمه : بازجای
تلفظ بین المللی :
/bˈɑzdʒˈɑje/
تلفظ :
[b'AzdZ'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بازهای مکمل
کلاهک بازآی جولان پذیر
کلاهک بازآی مستقل چندگانه
بازآیی
بازجویی کننده
باززایی
تحقیق و بازجویی کردن
بازایستادن
بازجویی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بازجای. [ زْ / زِ ] ( اِمرکب ) حیز. مستقر. مأوی و مکان. ( آنندراج ). || جای مراجعت و بازگشت. ( ناظم الاطباء ). || بازپس. ( از بهار و غوامض سخن ) ( آنندراج ). واپس. من بعد. || باقی مانده. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
بازهای مکمل
کلاهک بازآی جولان پذیر
کلاهک بازآی مستقل چندگانه
بازآیی
بازجویی کننده
باززایی
تحقیق و بازجویی کردن
بازایستادن
بازجویی
نظرات