بازجویی. ( حامص مرکب ) عمل بازجو. تفتیش. تجسس. تحقیق. فحص. بازجست. پژوهش. پیشتر بجای این کلمه تفتیش کتبی و اقتراح و تحقیق بکار میرفت : ازبازجوئی نوشته های فلان معلوم شد که حق بجانب اوست.
فرهنگ عمید
تحقیق و پرسش از متهم یا مظنون دربارۀ موضوع اتهام.
فرهنگ معین
(حامص . ) پرس و جو از متهم ، استنطاق .
فرهنگ فارسی
عمل باز جو تحقیق باز جو از متهم استنطاق .
دانشنامه عمومی
بازجویی (به انگلیسی: Interrogation) یا بازپرسی (به انگلیسی: Questioning) مصاحبه ای است که معمولاً توسط افسران پلیس، نیروهای اطلاعاتی و نظامی همچنین مأمورین صلاحیت دار قضایی (بازپرس، دادیار و...)، با هدف تحقیق و کشف حقیقت از سوی متهم، شاهد یا قربانی انجام می شود. به عبارت دیگر، بازجویی روشی قضایی با رعایت حقوق دفاعی متهم و تشخیص اتهام درست از نادرست است که توسط مقام قضایی یا امنیتی صورت می گیرد. به...
مترادف و متضاد
استفسار، استنطاق، بازپرسی، پرسش، تحقیق
quest (اسم)طلب، تحقیق، باز جویی، جستجو، جویشinvestigation (اسم)تحقیق، رسیدگی، باز جویی، سراغinquiry (اسم)تحقیق، رسیدگی، باز جویی، سراغ، خبر گیری، جستار، پرس و جو، استعلام، پرسش، استفسار، سئوالcross-examination (اسم)بازرسی، استنطاق، باز جوییinquest (اسم)رسیدگی، استنطاق، باز جویی، جستارcross-question (اسم)استنطاق، باز جویی، سوال به طریق استنطاقinterrogati...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بازجویی تحقیق از متّهم است و از آن به مناسبت در باب اقرار سخن رفته است.تهدید و کتک زدن متّهم یا تنگ گرفتن بر او هنگام بازجویی جایز نیست. اجبار در اقراراگر شخص در بازجویی مجبور به اقرار شود، اقرار او از نظر شرع اعتبار ندارد؛ بنابراین اگر بر اثر تهدید، به چیزی اقرار کند که موجب حد می شود، مانند زنا یا سرقت، حد بر او جاری نمی شود. wikifeqh: بازجویی[ویکی فقه] بازجویی (فقه). بازجویى تحقیق...