اورد. [ اَ وَ ] (اِ) حمله ، کارزار و جنگ و مبارزه و کوشش . (هفت قلزم ). آورد. رجوع به آورد شود.
اورد. [ اَ رَ ] (ع اِ) از رنگهای اسب است . هرگاه اسب تمامی سرخ و یال و دم آن سیاه باشد اورد نامیده میشود و جمع آن وِراد است . (صبح الاعشی ج 2 ص 18)....
فرهنگ عمید
( آورد ) ۱. = آوردن ۲. آورده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آب آورد، بادآورد، راه آورد. ۳. (اسم ) ‹ناورد› [قدیمی] جنگ، پیکار، نبرد، کارزار، حمله. ۴. (اسم ) [قدیمی] میدان جنگ: که ما در صف کار ننگ و نبرد / چگونه برآریم از آورد گَرد (فردوسی: ۷/۱۰۵ ). * آوردوبرد: (اسم مصدر ) آوردن و بردن پیاپی.
فرهنگ معین
( آورد ) (وَ ) ۱ - ( اِ. )جنگ ، نبرد. ۲ - پسوندی که معنای آورده شده می دهد. آب آورد، بادآورد.
فرهنگ فارسی
( آورد ) ۱ - ( مصدر ) مرخم آوردن ۲ - کوشیدن بجنگ نبرد ناورد کارزار . ۳ - میدان جنگ آوردگاه . ۴ - ( اسم ) در بعضی کلمات مرکب بمعنی ( آورده ) است : آب آورد باد آورد بزم آورد راه آورد ره آورد .کوشیدن بجنگ نبرد پیکارجنگ، پیکار، نبرد، کارزار، حمله، ناورد۱ - جنگ . ۲ - حمله .از رنگهای اسب است هر گاه اسب تمامی سرخ و یال و دم آن سیاه باشد اورد نامیده میشود و جمع آن وراد است ....
گویش مازنی
۱بد زشت و نازیبا ۲واژه ای که در مقام ناخوشایند استعمال شود ...
/evred/ بد زشت و نازیبا - واژه ای که در مقام ناخوشایند استعمال شود