کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اورد-جو-ی | کلماتور
معانی کلمه : اورد جو ی
تلفظ بین المللی :
/ˈovord dʒˈuːj/
تلفظ :
['ovoRd dZ'u:j]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آوردجوی
ارد جو دوسر
ارد کردن جو خیسانده
شوربای ارد جو دو سر
اوردجو
آوردجو
اوردو
اورد
آورد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آوردجوی )
آوردجوی. [ وَ ] ( نف مرکب ) جنگجوی. مبارز :
جهان گشت پر گرد آوردجوی
ز خون خاست در جای ناورد، جوی.
اسدی.
فرهنگ فارسی
( آورد جو ی )
( اسم صفت ) جنگجوی مبارز .
کلمات مرتبط
آوردجوی
ارد جو دوسر
ارد کردن جو خیسانده
شوربای ارد جو دو سر
اوردجو
آوردجو
اوردو
اورد
آورد
نظرات