معانی کلمه : انژین
فرهنگ عمید
( آنژین ) نوعی بیماری که با درد، ورم گلو، سرخ شدن و تورم لوزه ها، زکام، سردرد شدید، تب، درد استخوان، و کوفتگی بدن همراه است.
* آنژین صدری: (پزشکی ) حملۀ شدید و موقتی قلبی به سبب نرسیدن خون به عضلات قلب در هنگام هیجان رخ می دهد.
* آنژین صدری: (پزشکی ) حملۀ شدید و موقتی قلبی به سبب نرسیدن خون به عضلات قلب در هنگام هیجان رخ می دهد.
فرهنگ معین
( آنژین ) [ فر. ] ( اِ. ) گلو درد چرکی که با تب همراه است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آنژین ) ( اسم ) دردگلو ورم گلو تورم لوزتین وجع حلق .
ورم گلو، دردگلووتورم لوزتین دراثرسرماخوردگی، معالجه آن باغرغره داروهای ضدعفونی حلق وگلواست
ورم گلو، دردگلووتورم لوزتین دراثرسرماخوردگی، معالجه آن باغرغره داروهای ضدعفونی حلق وگلواست
مترادف و متضاد
angina (اسم)
انژین، گلو درد، ورم گلو
