کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اندام-تحلیل-رفته | کلماتور
معنی کلمه : اندام تحلیل رفته
تلفظ بین المللی :
/ˈaːndˈɑm tˈahlil rˈafteː/
تلفظ :
['a:nd'Am t'ahlil R'afte:]
پیمایش سریع
دانشنامه آزاد فارسی
کلمات مرتبط
اندام
اندام تناسلی نر
اندام حرکتی پنج انگشتی
اندام حسی
اندام دایمی کننده
اندام مصنوعی
اندام های الکتریکی
اندام های تناسلی خارجی
اندام های صداساز
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه آزاد فارسی
این معنی را بیشتر بخوانید
اَندام تَحلیل رَفتِه (vestigial organ)در زیست شناسی، اندامی که به شکل تحلیل رفته باقی می ماند و عملکرد مهمی در موجود بالغ ندارد. در انسان، آپاندیس، که زمانی در گوارش نقش داشت، اندام تحلیل رفته به شمار می آید.wikijoo: اندام_تحلیل_رفته...
کلمات مرتبط
اندام
اندام تناسلی نر
اندام حرکتی پنج انگشتی
اندام حسی
اندام دایمی کننده
اندام مصنوعی
اندام های الکتریکی
اندام های تناسلی خارجی
اندام های صداساز
نظرات